هوالعشق

با سلام
از قدیم برایمان در قالب داستانهایی مزایای اتحاد و همدلی را  می گفتند مثلا می گفتند یک دست صدا ندارد یا مثالی می آوردند که یک چوب نازک یا تعدادی چوب نازک را می شود شکست اما اگر همه چوبها در کنار هم قرار بگیرند دیگر شکستنشان به این سادگی نیست قصه امروز کرفون همین است نداشتن یک همدلی و اتحاد

شاید بپرسید چطور شده است که امروز این را می نویسم عرض می کنم
سالهاست در این منطقه زندگی می کنیم بیش از 7 سال است در دولت نهم مصوبه ای تصویب شد که این منطقه به عنوان نمونه گردشگری شناخته شد خوب یعنی چی ؟ در قانون وقتی یک روستا تبدیل به بخش و سپس به شهر تبدیل می شود بودجه خاص خودش را دارد اما این منطقه نزدیک به 7 سال است منطقه نمونه گردشگری شناخته شده است اما دریغ از یک ریال بودجه !!!
همه می دانند حق گرفتنی است دادنی نیست مردم روستا برای رسیدن به حقشان باید مبارزه می کردند اما متاسفانه هیچ اتحادی بین مردم وجود ندارد اگر مردم اتحاد داشتند خیابانهای روستا آسفالت می شد کناره های خیابان ورودی روستا یا این منطقه نمونه گردشگری درختکاری می شد اگر اتحاد وجود داشت  مرغداری به زمین داران اطراف مرغداری ظلم نمی کرد اگر اتحادی وجود داشت کوچه ها و خیابان این روستا نامی می گرفت اگر مردم با هم اتحاد داشتند راههای ورودی به سمت دریا باز می شد اگر اتحادی وجود داشت ساحل زیبای کرفون امکانات اسکان برای مسافرین تهیه می شد و درآمدزایی صورت می گرفت
اما اتحاد نیست و تا زمانی که همه مردم این منطقه با هم همدل و یک زبان نباشند تا زمانی که بزرگان این منطقه زیبا کنار هم ننشینند و راه رسیدن به منطقه نمونه را ترسیم نکنند و از شورای روستا و دهیار حساب و کتاب نگیرند و از آنها نخواهند مشکلات مردم را حل کنند هیچ اتفاقی نخواهد افتاد
در زمانی که مناطق دیگر در همین منطقه های نزدیک روز به روز در حال پیشرفت هستند کرفون روز به روز پسرفت خواهد داشت به جای اینکه پیشرفت داشته باشد
اینها را نوشتم که دوستان عزیز بدانند همه ما ایرانی هستیم من شاید متولد تهران باشم اما سالهاست اینجا زندگی می کنم و اینجا را دوست دارم و مردمش را هم دوست دارم و امیدوارم این منطقه واقعا رشد کند
پس بیایید با هم متحد باشید پشت به پشت هم برای آبادانی و برای رشد کرفون تلاش کنید


برچسب‌ها: همدلی , هم زبانی , اتحاد , بزرگان

تاريخ : شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ | 6:55 | نویسنده : سید رضا |
شهاب مرادی در صفحه اینستاگرامش نوشت:
روايت شده؛ بعد از رحلت رسول خدا، شخص نامسلمان و تازه واردي در مدينه، بعد از ملاقات و پرسش هايي از اميرالمومنين علي عليه السلام، وقتي پاسخ سخت ترين سوال هايش را گرفت از حضرت پرسيد: آيا تو محمدي؟ مولا اين سخن را محترمانه ندانست و فرمود: واي بر تو! “من بنده اي از بنده هاي محمدم” انا عبدٌ من عبيدِ محمّد – لذا به نظر ميرسد شعار “من محمدم” شعار مودبانه اي نباشد
در پي اهانت مجله فرانسوي به رسول الله الاعظم محمد مصطفي صلي الله عليه و آله، پيشنهاد و درخواست مي كنم اين تصوير و متن زير؛ شعارهاي آن به صورت هشتگ ها را بازنشر بدهيد:
I love Mohammad “P.B.U.H”
I hate terrorism.
I condemn insulting the holy prophets.
من عاشق محمدم
از تروريسم متنفرم
توهين به پيامبران الهي را محكوم ميكنم
برای بازنشر این عبارات به صفحه زیر مراجع کنید:

برچسب‌ها: من عاشق محمد , ص , هستم , I love Mohammad “P , B

تاريخ : پنجشنبه بیست و پنجم دی ۱۳۹۳ | 23:45 | نویسنده : سید رضا |

هوالعشق

سلام بر همه عزیزان

حدود دو هفته ای است کرفون هستم و به تهران نرفتم توی این مدت هوا فوق العاده بود درختهای من خصوصا درختهای پرتغال شکوفه کرده بودند هوا کاملا بهاری بهاری اما دریغ از یک قطره بارون و همین نباریدن بارون دوستان کشاورز کرفونی را نگران کرده بود تا اینکه هواشناسی اعلام کرد از پنج شنبه برف و باران در راه است باور کنید دیروز چهارشنبه آنقدر هوا خوب بود که تقریبا هم من هم دوستان کرفونیم باور نمی کردیم این هوا عوض شود اما غروب از دور ابرهای سیاه را می دیدیم که نمایان شده اند شب که به منزل آمدم کم کم باد و طوفان شروع شد و امروز باران زیبایی در حال باریدن است خدایا شکر از این همه نعمت خدایا شکر از این باران  خدایا دوست دارم


برچسب‌ها: باران

تاريخ : پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ | 8:51 | نویسنده : سید رضا |
هوالعشق
امروز صبح زود برای کاری به بابلسر رفته بودم  وقتی برگشتم دلم یهو هوای رفتن کنار دریا را کرد با ماشین از ماسه هایی که بر اثر باران سفت شده بود خودم را به کنار ساحل رساندم دریا را تقریبا مه زیبایی گرفته بود به فاصله صد متری در داخل دریا دیگر چیزی دیده نمی شد از دور تراکتوری در کنار ساحل دیدم با ماشین رفتم کنارش به راننده تراکتور  سلامی کردم و پرسیدم ماهیگیرها کجا هستند گفت الان می آیند چند لحظه بعد از دل دریا و مه قایقی نزدیک شد و تراکتور به داخل دریا رفت و قایق را درون یدک کشش کشید و آن را از آب بیرون آورد دو ماهیگر در قایق بودند به ماهیگرها سلامی کردم و از آنها پرسیدم ماهی گرفتید جواب سلامم را به گرمی دادند و داخل قایق را نشانم دادند ، داخل قایق تعدادی ماهی بود و یک اوزن برون متوسط پرسیدم فروشی است قیمتی گفتند که نه من اون زمان پولش را داشتم و نه به این قیمت می خواستم بخرم  اما در لحظه آخر یکی از ماهیگیرها ماهی سفیدی را از درون قایق برداشت و به من داد و گفت این هم مال شما تشکر کردم می دانستم این رسم ماهیگیرهاست کسی که در لحظه بیرون آوردن ماهی ها حضور داشته باشد به او ماهی  هدیه می دهند . خدا به روزیشان برکت بدهد و ای هم روزی امروز من بود .
تصمیم من برای خزید ماهی کفال بود که در این فصل می گویند بسیار خوشمزه است اما فقط ماهی سفید گرفته بودند
 
کرفون

برچسب‌ها: کرفون , ماهیگیری , ماهی سفید , هدیه

ادامه مطلب
تاريخ : جمعه چهاردهم آذر ۱۳۹۳ | 22:7 | نویسنده : سید رضا |
.: Weblog Themes By VatanSkin :.